شـر ذاتـی
شنبه ۱۴۰۴/۰۷/۱۲ 22:37
subject: • ✍My writings | • 🧠Philosophy |

من کیستم که پند گویم یا دستور دهم. من کیستم که تعیین کنم، زندگی سازم یا نفرت ورزم؟ من کیستم که جای دیگری زندگی یا انتقاد کنم؟
من کیستم؟ نه.. من هیچکس نیستم. جز انسان. البته شاید.. انسانی پست و حقیر. انسانی احمق. انسانی بسیار انسانی. من شخص خاصی نیستم.
دلیل خاصی ندارم. وجود خاصی هم ندارم. صرفا جهت تخلیه ذهن اینجا هستم. کسی که سال هایی اندک، زندگی کرده و اکنون درحال تخلیه
زندگی و ذهن خود است. حتی خودش هم نمی داند چرا! آیا کسی مرا می بیند؟ آیا کسی مرا می شنود؟ آیا کسی درک می کند؟ آیا... .
...
معلوم نیست! هیچکس اهمیت نمی دهد! برای هیچکس ذره ای اهمیت ندارد و مهم نیست، نبوده و نخواهد بود. اگر هم باشد، صرفا برای
لحظه ای کوتاه و گذرا. او هفته ی بعد همه چیز را فراموش خواهد کرد. این حقیقت است. بخواهی یا نخواهی حقیقت بوده و هست و انسان
همیشه از حقیقت فرار می کند و آن را "تلخ" می نامد. واقعا چطور؟ چرا باید مهم باشد؟ چرا باید مهم باشد شما کجایید و چه کار می کنید؟
چه می پسندید و چه نمی پسندید؟ تنهایید یا دورتان شلوغ است؟ مرده اید یا زنده؟ خودتان دلیل منطقی دارید که چرا این ها یا وجود خودتان
باید برای دیگران مهم باشد؟
...
خب.. شاید داشته باشید. اما منطقی نیست. مثلا ممکن است بگویید "خانواده. عشق. رفیق". اگر این ها را می گویید، خوب است.
چون هنوز به آن مرحله از درک حرف هایم نرسیده اید. خوب است. عشق و رفیق اگر واقعی باشند در یک مرحله و در یک سطح هستند.
بسیار زیبا، مفید و همان اندازه تاریک. اما پس از مدتی بی وجودی، فراموش خواهند شد. مهم نیست چه مدت.
یک ماه یا پنجاه سال. از بین نخواهند رفت، نه، هرگز. اما فراموش خواهند شد. ولی خانواده ماندگار است. کاملا ماندگار. هرگز فراموش
نخواهد شد و این تنها استثنا برای زندگی است. باز هم در صورتی که واقعی باشد. جالب اینجاست که ما تا حدودی همه این ها را می دانیم.
اما خودمان به عجیب ترین مسائل اهمیت می دهیم. برایم جای پرسش است چرا اصلا باید به برخی چیز ها اهمیت داد؟ الان که چه؟ در
آخر چه؟ همه این ها تبدیل به تجربه نخواهند شد؟ تجربه ها و خاطره هایی که 90 درصد مواقع به طور کل فراموش خواهند شد.
اینگونه نیست؟ پس برایم دلیلی عقلانی بیاورید حضرات!
...
من موجودی تنها هستم. تنها متولد شده، تنها فکر کرده، تنها تصمیم گرفته، بزرگ شده و تا حدودی رشد کرده و تنها زیر خاک خواهد رفت.
موجودی که هرگز شکایات دیگران را نسبت به تنهایی درک نکرد. هنوز هم نمی کند. انسانی که فقط در تنهایی می تواند فکر کند، یاد بگیرد
و رشد کند چرا باید از چنین وضعیتی ناراضی باشد؟ تنهایی مطلق. اهمیت دادن به خود. زندگی کردن. تجربه کردن. احساس کردن. یاد گرفتن.
وقت گذاشتن برای تک تک موضوعات روزمره و در کل، برای خود بودن و هزاران فایده ی دیگری که ما از آنها چشم پوشی می کنیم.
البته پنهان نمی کنم که گاهی ممکن است افسرده یا دیوانه شوید. خستگی از زندگی، خود، و ریز ترین چیزهای بی اهمیت. چنین چیز هایی هم
هست اما با لذت و قدرتی عجیب که هرکسی جرعت امتحان کردنش را ندارد. کمی تنهایی شما را به خودتان می آورد. کمی ترس. اینطور
نیست؟ از هرچه می ترسی، به درون او فرو برو.
...
مسئله ی دگر اینکه ما به جای چه کسانی زندگی می کنیم؟ شاید با خودتان بگویید: چه کسی یا چه کسانی؟. بله. درست است. چه کسانی.
تا به حال کمی در این مورد اندیشه بودید؟ روزانه چند نفر را انتقاد می کنید؟ چه افکاری برای دیگران یا به جای آنها دارید؟ چه چیز هایی را
قضاوت می کنید یا کوچکترین نظری می دهید؟ پاسخ آماده است: خیلی زیاد. هرچقدر کمالگرایی یا خود بزرگ بینی هم داشته باشید باز
هم چنین نقضی را دارید. هم من، هم شما دوست گرامی. مهم نیست چند ساله ای، چقدر زندگی کرده ای، اصلا واقعا زندگی کرده ای، چقدر
تجربه کسب کرده ای، چقدر کتاب خوانده ای و مطالعه کرده ای و... بلکه باز هم چنین نقض هایی در همه ما هست. چون ما انسانیم.
انسان هایی دارای ذات. چیزی که نیمی از حیوان را در برابر انسان جدا می سازد. ذات. هرچقدر هم خوب باشد باز هم مضراتی دارد که
از هیچکدام ما پنهان نیست. شاید نود و پنج درصد حماقت انسان به همین دلیل باشد. ذات و البته غریزه.
...
به طور کل انسان سه اصل مهم دارد: عقل، ذات و غریزه. و تنها تفاوت او با حیوان، وجود ذات است. چیزی که گاهی کثیف است
و گاهی زیبا و دیدنی. می تواند زندگی موجود دیگری را بسازد، یا برعکس. به بدترین نوع ممکن آن را نابود کند. غریزه هم گاهی
اختیارات و کنترل عقل انسان را به دست می گیرد. اما چیز چندان بدی هم نیست. چون هر موجود زنده ای آن را دارد و در بیشتر مواقع
به آن نیاز دارد و هرچند در مقابلش چیزی به نام عقل را دارد. موجودی که با منطق و عقل همه چیز را جلو ببرد می تواند به قدرتی
شکست ناپذیر و بی نهایت دست یابد. قدرتی که هیچکس فکرش را هم نمی کند. حتی خود شخص. اما باز هم ما انسان ها اسیر احساسات
هستیم. گاهی از عقلمان استفاده میکنیم و بیشتر مواقع با احساساتمان جاری می شویم. از دید کلی، انسان هیچوقت حد وسط را نمی شناسد.
همیشه باید یا از این طرف بوم بی افتد، یا از آن طرف. اگر کمی به آن فکر کنیم متوجه می شویم که آنقدر ها هم عجیب نیست. این است دلیل
حماقت و پست بودن انسان. امیدوارم ناراحت نشده باشید. اصلا اجازه دهید مثالی ساده بزنم. سازنده ی کلمه ی دیکتاتور که بود؟ انسان.
آن کلمه از چه چیزی و چه کسی الهام گرفته شده بود؟ انسان..
...
ما هستیم که زندگی ها را نابود می سازیم. کلیشه ها را ما می سازیم. قوانین را ما وضع می کنیم. حرف ها را ما می زنیم. قضاوت ها را
ما می کنیم. جنگ ها را ما شروع می کنیم. آسیب ها را ما می زنیم. از کاغذی بی ارزش پول می سازیم. دین را ما می سازیم و آنها را
مهم ترین موضوع برای بقا می کنیم. ما هستیم که سر دین و آیین بحث و دعوا می کنیم درحالی که ماهیت همه ی آنها یکی هست.
خدا یکی هست و تنها اسامی شان متفاوت است.. البته اگر خدایی وجود داشته باشد! من که بعید می دانم.
اگر وجود داشت، دنیا این نبود. قبول ندارید؟ به زندگی تان بنگرید. به کشورتان و هویتتان. زرتشت، یهودیت، مسیحیت یا اسلام.
چه فرقی می کند؟ مگر شخصیت و عقل و انسانیت مهم نیست؟ شما بگویید حضرات. حتما باید آنقدری خودم را مذهبی یا افراطی
نشان دهم که هیچ منطقی پشت سرش نباشد و حالتان از من بهم بخورد؟ بگذریم. گاهی هم خوبی ها را ما می کنیم.
و در کل، کره زمین را ما نابود می کنیم. ما انسان ها. همان انسان های حقیر که از شدت حقارت و حماقت به جان یکدیگر می افتند.
...
ما. ما که هستیم؟ کمی فکر کنید. باور کنید خودتان هم نمی دانید. البته که من هم نمی دانم.
شاید عجیب به نظر برسد. اما من مجموعه ی چنین چیزهایی را «شرِ ذاتی» می نامم... .
• تــاسـیــس ♬
یکشنبه ۱۴۰۳/۰۷/۱۵ 13:0
subject: • 📌Important | • 📣News |

درود بر پویندگان طریق مهر
به باستانشهر خوش آمدید؛ سرزمینی که در آن، آیین ما تنها «انسانیت» است.
ما از حصار ایسمها و مرزهایِ سنگیِ سیاست رستهایم. نه در بند فاشیسم و کمونیسم، و نه گرفتار ناسیونالیسم افراطی
چرا که معتقدیم روحِ آدمی، فراتر از نژاد، گرایش، دین و عقیده است
در این ساحت، تنها تپش قلب یک انسان است که اعتبار دارد
ما اینجاییم تا فقط «انسان» باشیم.
چنل تلگرام:
وب کدنویسی:
سرور دیسکورد:
065
شنبه ۱۴۰۴/۱۲/۰۹ 1:25
subject: • 🌻Life🌈 |
از دولتی فرار کردم که هرروز 3 تا امتحان ندم
اومدم اینجا. نه تنها 4 تا امتحان دارم بلکه 5 تا جزوه و حل تمرین هم اضافه شد
- حس میکنم یه کودک دبستانی ام که برای پنهون کردن مقطع تحصیلیش هر کلمه ای رو جایگزین "مشق" میکنه.
بله بله گشادی از خودمونه ولی دیگه داش
بعد این ماه گذشته سگ تونست درس بخونه؟
اول که اعتراضات بود
بعد 1 ماه کامل قطعی نت
بعدم سکوت مطلق. انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. فقط داریم روزی 50 تا تیتر فرزند ایران و جان فدای میهن میخونیم
- واکنش فیلم 4 ساعته مراد ویسی
064
جمعه ۱۴۰۴/۱۲/۰۸ 1:7
subject: • 🌻Life🌈 |

از اینا میترسیدید؟
063
پنجشنبه ۱۴۰۴/۱۲/۰۷ 21:1
subject: • 📣News |
همین الان با دیدن کامنت های پست های قبلی متوجه شدم برخی پست ها حذف شدن
پست قبلی رو همین چند دقیقه پیش گذاشتم. کامنتای پست قبل ترش زیر اون بود.
اینم شانس ماست
ولی مگه مهمه؟ دوباره میزارم
062
پنجشنبه ۱۴۰۴/۱۲/۰۷ 20:58
subject: • 🌻Life🌈 |
یه افطاری راه انداختن 500 تومن
هم هیچکسم نمیخواد بره به زور اسامی رد کردن
د خب
با اون 500 تومن 2 تا کتاب میتونم بخرم
همون نیشابوری که بردنمون باز دمشونم گرم (https://bastanshahr.blogfa.com/post/93)
ولی غذاش یه خاطره ای برامون گذاشت دانشگاهم بریم یادمون نمیره:)
نه من خر نمیشم
من نمیرم
منه کسخل عینکمم روش نشستم واسه بار دهم فرمش بهم ریخت اگه درست نشه فرم و شیشه رو خداتومن باید بخرم
این 500 تومن باید بره برا اون؛ نه برای شکمم
- منو منصرف کنید :)
هم هیچوقت عینک نمیزدم. آستیگماتم 3.5 جفت چشام. ولی با عینک انگار دو کیلو روغن تو صورتم و چشمامه
ولی بدون اونم نمیبینم:/
ایران درست بشه اولین کاری که میکنم تغییر اسممه. بعد لیزر چشمام
061
پنجشنبه ۱۴۰۴/۱۲/۰۷ 20:39
subject: • 🌻Life🌈 |
این uupload فایل کتاب ماموریت برای وطنم محمدرضاشاه رو گیر داده بود:/
ایمیل هم داده بود حذفشم کرده بود دیگه حالا نمیدونم تموم شد یا تمام فایل ها حذف میشن
____________
تا قبل 401 خیلی از اعتراضات (99 درصد) برای اقتصاد و گرونی بود که هیچ جوابی جز سرکوب و قتل نداشت
سال 401 هزاران کشته دادیم که بتونیم بدون لچک بیرون بریم که خب تا الان خیلی آزادتر شده نسبت به اون زمان
با اینکه گهخوردن ها و گیر دادنها هنوزم هست هنوزم زیاده (باز نسبت به مناطق یکم فرق میکنه)
اما اینا اصلا مهم نیست بخدا. الان هنوزم همچی حل نشده و خیلی چیزا هست که دیگه برای درست شدنشون کار از کار گذشته
این بار مردم خستن بچه ها خستن پیرها خستن پدر ها خستن مادر ها خستن شاغل ها خستن بیکار ها خستن محصل ها خستن
همه هم میدونن اعتراض فایده نداره و مشکل از ریشه ست
دولت الان کونشم حراج بزاره دیگه فایده نداره. همه به پشت پرده ها پی بردن و چیزی نمونده که کسی بخواد تغییرش بده
الان هدف فقط سرنگونی حکومته و درحال حاضر هیچ موضوعی در تمام دنیا مهمتر از این کشور نفرین شده نیست.
بعد آخه حرومزاده ای که خودتو نه ایرانی میدونی نه به عراقی بودنت اعتراف میکنی
به مایی که داریم هرروز 50 تا تیتر "فرزند ایران و جان فدای میهن" میبینیم میگی وطن فروش؟
این 40 هزار نفری که میگن کشته شدن یک پنجم جمعیت معترضین یه شهر از هرجای کشور هم نیستن
اونوقت با گفتن 30 هزار 40 هزار چمیدونم 90 هزار نفر دارن چی تفت میدن؟ دلمون خوش باشه که ایول خداروشکر 40 هزار تا بیشتر نبودن؟
ولی خب قطعا این بار نتیجه میده..
- فکر کنم ده هزار بار اینو گفتم-
مشکل این بود که ما دیر فهمیدیم. خیلی دیر فهمیدیم
____________
بعد مدت ها به دیسکورد سر زدم و خیلی افرادی که چون ایرانی نبودن دیگه یادم نمونده بود کی هستن، بهم پیام داده بودن
- دمشونم گرم سرور های اسرائیلی هرکدوم میرفتم یه زمانی پر از فحش به ایران بود چون فکر میکردن ما همه از دم عرزشی ایم.
الان همشون شدن حامی ایران
و چیزی که میپرسیدن این بود "چجوری اعتراضات شروع شد؟"
و هیچ جوابی نداشتم بدم. جز اینکه ما یا دیر فهمیدیم
یا میدونستیم و چون به سودمون بوده، سکوت کرده بودیم
____________
سرور های ایرانی که خیلی وقته مردن
- یه استثناهایی ام هست که مثلا سرور مهدی جهان هر از گاهی یه سایبری میاد درود بر جمهوری اسلامی میگه و میره
یا مثلا سرور مترزک هر از گاهی یکی میاد یه فحش به مادر خامنه ای میده و میره
ولی فقط منم که حس میکنم یه مدتیه کلا دیسکورد سوت و کور و خاموشه؟ بجز تبلیغاتی ها:/
به نام خداوند رنگین کمان
پنجشنبه ۱۴۰۴/۱۲/۰۷ 20:25
subject: • 📌Important | • ✍My writings | • 📣News | • ⚔ Historical |
به نام خدای رنگین کمان؛
بچهها نخندین.. درود به ملت شریف ایران، من هم فرزند کسی هستم. مبین مامان، اومدم مامان.
سکوت شما یعنی حمایت از ظلم و ظالم. اگرم هر بلایی سرم اومد میخوام خبرش مثل بمب بترکه. سپهر من کجایی بابا؟
من نمیترسم، چهل و هفت ساله مردم. من این حور و پری رو بیست و سه سال خودم پروردم، تو قبر نگاش کنم؟
مانی بابا تو برو منم میام. مگه ما چی هستیم که برای ما تانک میارن؟ ما اگه پول داشتیم اسلحه بخریم
خب میرفتیم نون میخریدیم. اگر آزاد شد.. خوشحالی کن به جای من. ما تو این شهر غریبیم. به رونیکا چی بگم؟
بچهام هشت سالشه. به مامان چیزی نگو. عزیز اینا برای ورزشه. اینا برای طناب دارشون دنبال گردن میگردن.
الهی تیکه تیکه بشی، مرگ بر خامنهای. وای محسن. سهم بچهی من توی مملکت من پنج تا گلوله بود.
سکوت ما خیانت است. آقا اونور هم جنازه هست؟ اوه تا دلت بخواد. حیدر حیدر کنان به بچهی من شلیک کردن.
پهلوونمو اینجا کشتن. هواپیما آتیش گرفته. ندا نترس، ندا بمون. بچه ها تیر خوردم؟ نمیرم فقط. آقا این خطو میشناسی؟
تیر خورده. نفس نمیکشه. خامنهای الان حکومت کن. رو خون بچههامون حکومت کن. ما را به خاطر بیاور
که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم. متهم ابراز پشیمانی نکرد. بچهها کمک، ناموساً کمک.
شما خودتونم میدونید با آبان نابود شدید و این آبان ادامه داره..
060
شنبه ۱۴۰۴/۱۲/۰۲ 23:53
subject: • 🌻Life🌈 |
یه متنی خوندم خدا بود
- نویسنده ش ممکنه این پست و ببینه:> -
"یک نفر توی بلاگفا تحلیل های جالبی میکرد. دروغ چرا دنبالش میکردم ولی الان نوشتههاش جوری شدن
انگار رو شیشه یا تریاک بوده اومده این چیزها رو نوشته. حالا میدونم شرایط همه سخته ولی لااقل دیگه سراغ این چیزها نرید."
نمیدونم چرا به خودم گرفتم
خوشبختانه پیش از اینکه اینجوری بنویسمم رو شیشه و تریاک بودم (قدیمیا میدونن)
059
شنبه ۱۴۰۴/۱۲/۰۲ 21:59
subject: • 🌻Life🌈 | • ✍My writings |
آقا سیکتیر من خوشحالم
انقدر گربه تور کردم حسابش از دستم در رفته
فقط یه مشکلی که هست بازم نمیدونم فردا امتحان دارم یا نه-
مهم اینه دارم آزمون کمربندمو میدم. زر نمیزنم جدی دارم سبز میگیرم.
دچار دوگانگی شدم
90 درصد روزم تو اکسپلور میگذره. تماما شده شهید و کشته.. یه چیزایی یه صحنه هایی دیدم
نمیگم کاش نمیدیدم چون اصلا حرف درستی نیست. همه باید ببینیم که به عمق حکومت پی ببریم
ولی با تمام وجودم یقین دارم که تمام اینها نتیجه مثبت داره و خواهد داشت
حداقل مردم نسبت به قبل خیلی متحد تر شدن خیییلی
نمیدونم اینو شماهم متوجه شدین یا نه، ولی جمعیت عرازشه خیلی خیلی کمتر شده
اونی ام که جزوشون بود الان دیگه از خودمون شده. مگه اینکه متصلی چیزی بوده باشه
این دو سه ماه افراد سیاه و سفید دنیا رو دیدیم
و تازه فهمیدم چقدر عاشق مردم کشورمم
و چقدر یه عده خیلی زیادی از مردم این کشور با شرفن
نه فقط ایران، تمام کسایی که حمایت کردن از هر کشوری
بخصوص افغان ها که خودشون متاسفانه درگیر طالبان هستن خب کسی توقعی نداره
ولی دمشون گرم. بعد ایران نوبت افغانستان هم میرسه
که دیگه نیاز نباشه برای تجربه ی حداقل زندگی، به کشوری هم سطح کشور خودشون مهاجرت کنن
امیدوار نیستم؛ یقین دارم:)
058
شنبه ۱۴۰۴/۱۲/۰۲ 21:27
subject: •💻Iran code | • 🌻Life🌈 |
آدمای نرمال: وب دوم در کنار وب اصلی
من: وب اصلی در کنار وب دوم
057
شنبه ۱۴۰۴/۱۲/۰۲ 18:33
subject: • 🌻Life🌈 |
ریاضی و ریدم
اینا همه گفتن برگه سفید بدین هیچکس هیچی بارش نیست.
وقتی دبیر برگه هارو پخش کرد یدفعه گفتن بنویسین
خودشون؟ همه 19
ما؟ در بهترین حالت 10
همکلاسیمم کسی بهش نگفت بنویسه؛ برگه سفید داد
گفتن یکی از اعضای خونوادتو بیار. خب داداش مگه کارنامه هامو لول میکنم باهاشون تریاک میکشم که کسی نمره هامو نبینه؟
__________
آزمون کمربندمو نانچیکو رو دادم
موند جودو و رهایی یقه. یقه کلا 17 تا بود منتها امروز تعداد کم بود کسی نبود تمرین کنم ولیخب 90 درصد تموم شد.
رهایی دست نمیدونم هست یا نه. احتمالا نیست
- هیچی یادم نیست
I'm tired
شنبه ۱۴۰۴/۱۲/۰۲ 3:21
subject: • 📣News | • 🤔Facts/Trivia | • 🧩Psychology |
یادم باشه اینم یه پدر مجهول حکومتی بود
056
شنبه ۱۴۰۴/۱۲/۰۲ 2:59
subject: • 🌻Life🌈 |
وای خدایا
به بهونه امتحان از پاگشایی زنداداشم فرار کردم
- اصلا هم گشادیم نمیومد برم
- و اصلا هم عذاب وجدان ندارم چون یه روز باهم میریم خانه کیدو گربه ها
الان نمیدونم 4 ساعت دیگه امتحان دارم بخونم یا نه
حتا نمیدونم باید جزوه ای چیزی بنویسم یا فقط درس میدن
اصلا امتحانام واسه چه تاریخی بود؟
- چجوری معدلم نزدیک 19 شد؟
از صبح چشمم یه جوریه انگار گل مژه زده
تو آینه میبینمش دلم ضعف میره
یه بار چشمام عفونت گرفت سر اون رسما گسستم
پشت بندش گل مژه زد
بس نبود؟ د
055
شنبه ۱۴۰۴/۱۲/۰۲ 1:42
subject: • 🌻Life🌈 |
متنفرم از اینکه مردم این شهر و فقط به یه حرم میشناسن
از خادم ها
از اسلام واقعی و غیرواقعی
از ماه رمضون
از سفره هفت سین بجای هفت شین
از پدر مجهول های جمهوری اسلامی
از جمهوری اسلامی
از طالبان
از دولت های اسلامی
از تک تکشون متنفرم




