020
سه شنبه ۱۴۰۵/۰۵/۲۰ 23:15
خیلی خستم و حوصله نوشتنم ندارم حتی
دیروز ثبت نامم ناقص بود
- یسریا چه طرز فکر و قوانین جالبی دارن. به هرچیزی مربوط هست جز "اون چه که باید"
کسخل میگه ابروهاتو برداشتی دیگه دست نزن بهشون
ظهر رفتم خونه دوباره برداشتم. دغدغه هاتونو یعنی
امضای بابامو جعل کردیم و فهمیدن. امروز خودش رفت و کارای دیگرو کردیم
شناسنامم باید عکس دار کنم که اینم مدرسه قبلی باید میگفت و الان تا مهر باید صبر کنم اینا انجام بدن
واسه کارت ملی هم باید اقدام کنم
البته اگه کشور تا 3-4 سال دیگه همین کیری که هست بمونه که بعید بدونم
صبح واکسن زدم
بیحالم و یکم تب دارم. همیشه با یه سرماخوردگی ساده 6 ماه میفتم با اینکه واکسن اونم زدم
امیدوارم بیشتر از این نشه مخصوصا الان
یه گربه ماده یافتم چلوندمش و فهمیدم فحل خالص
یه کاری ازش دیدم که یعنی پشمام. کلکسیون افتخاراتم تکمیل شد
- طبق تجربیات متعدد متوجه شدم وقتی پیشونیشونو نوازش کنی روی دو پا وایمیستن و دماغشونو به دستت میچسبونن
و این یعنی ازت خوششون اومده
از اعماق وجود خوشحال بودم که ترم جدید زبانم 6 و ربع عصره
که امروز رفتم فهمیدم باید یه ترم بالاتر ثبت نام میکردم و جابجام کردن ولی دوباره افتاد 4 و نیم تا 6
تا یکم پیش بیرون بودم و مغزم داره میپاشه
واقعا کسایی که قم زندگی میکنن چی میکشن. اینجا باز از حالت مذهبی در اومده
صداشون تا فرق آسمون میره. قشنگ مزاحمت خالص
هربار یه فحش و تیکه ای بهشون میندازم و نمیدونم یه شب به اینا چیزی ندن قراره چیکار کنن؟
- فقط سرباز های سپاه و فرماندشون که اصلا از ترس هیچی اون وسط واینستادن با 4 تا مسلسل