حاجی آقا | صادق هدایت
دوشنبه ۱۴۰۴/۱۰/۰۱ 2:4
subject: • ⚔ Historical | • 📕Book | • 🧠Philosophy |

فسادنژاد ما از بچه و پیر و جوانش پیداست. همه مان ادای زندگی را در آورده ایم، کاشکی ادا بود
بزندگی دهن کجی کرده ایم!
اگر چه الاغ چیزسرمان نمیشود و همیشه کلاه سرمان میرود، اما خودمان را باهوشترین مخلوق تصور می کنیم.
همیشه منتظر یک قلدریم که بطور معجزه آسا ظهور بکند و پیزی مارا جا بگذارد!
بیست سال دلقکهای رضاخان تو سرمان زدند، حالاهم صدایمان در نمیآید
و همان گربه های مردنی را جلو ما میرقصانند.- این هوش ما در هیچیک از شئون فرهنگی یا علمی و یا اجتماعی بروز نکرده است
هنرمان لوله هتک، سازمان وزوز جگر خراش، فلسفه مان مباحثه در شکیات و سهویات و خورکمان جگرک است.
نه ذوق نه هنر نه شادی، همه اش دزدی، کلاه برداری و روضه خوانی! ما در حال تعفن و تجزیه هستیم
از صوفی و درویش و پیر و جوان و کاسب کار و گداهمه منتر پول و مقام هستیم، آنهم بطرز بی شرمانه وقیحی
مردم هر جای دنیا ممکن است که بیک چیز و یا حقیقتی پایبند باشند مگر اینجا که مسابقه پستی و رذالت را میدهند.
دوره ما دوره تحقیر و اخ و تف است!
.........
اینجا وطن دزدها و قاچاقها و زندان مردمانش است. هرچه این مادرمرده میهن را بزک بکنند و سرخاب سفیداب بمالند
و توی بغل یک آلکاپن بیندازند دیگر فایده ندارد، چون علائم تفعن و تجزیه از سر و رویش میبارد. زمامداران امروز ما دوره
شاه سلطان حسین را روسفید کردند
در تاریخ، ننگ این دوره را به آب زمزم و کوثر هم نمیشود شست. ما در چاهک های دنیا داریم زندگی میکنیم و مثل کرم
در فقر و ناخوشی و کثافت میلولیم و به ننگین ترین طرزی در قید حیاتیم؛ و مضحک آنجاست که تصور میکنیم بهترین زندگی را داریم!
_ حاجی اقا، صادق هدایت




