024

دوشنبه ۱۴۰۴/۱۰/۰۸ 19:41

author: ꜱᴘᴀɴᴛᴀ
subject: • 🌻Life🌈 |

آقا خیلی خوشحالم امشب از اون شباست که تا صبح بیدارم از اونور تا 8 شب خوابم

دیشب با اینکه تا خود صبح بیدار بودم 5 دقیقه هم نخوابیدم فقط دو ساعت قبل امتحان خوندم

ولی امتحانو خیلی خوب دادم تا الانم مرده بودم حس میکنم خاور 18 چرخ از روم رد شده

دوتا برگه اندازه بند انگشت تقلب نوشته بودم تو لباس زیرم جا دادم ولی هم اونا هیچکدوم نبود تو سوالا

هم خب تو سالن درست جلوی مدیر نمیشد درآورد

وای عجب غلطی کردم تو امتحان قبلی اومدم تو ردیف خودم صندلی سوم نشستم جلوترین باشم که بشه یه کارایی کرد

از همون موقع مدیر اومده درست روبرومون صندلی گذاشته همونجا از اول تا آخر هر امتحان میشینه فقط نگاهش به ما ست

موندم دونفر جلوییم چجوری همه سوالارو میرسونن ولی من نمیتونم:|

فردا شب مهمونی گذاشتن فکر کنم برا پاگشایی عروس. تنها چیزی که میدونم اینه قراره شـــابـــــاش بدن

پــــــــــــول. پـــــــــــــول زیـــــــــــاد.

البته خب من که نمیتونم برم روز بعدش یه امتحان سنگین دارم کلا همین فردا هم براش وقت دارم

ولی مامان من بهت اعتماد میکنم😭😂

ویرایش: کیر شدم. رفتم و هیچ پولی در کار نبود. عوضش غذا بود. این برام از پول باارزش تره.










مبدل قالب میهن بلاگ به بلاگفا target="_blank">★★