049

دوشنبه ۱۴۰۴/۱۱/۲۷ 19:2

author: ᴇꜱᴘᴀɴᴛᴀ
subject: • 🌻Life🌈 |

2 سال و نیم گذشته و هنوز رد سوختگی موقع بریدن گچ دستم

که قبلش دستم توسط دوستم شکسته بود چون من انگشتش کرده بودم رو روی دستم دارم.

____________________

امروز پرواز کردم

پاره شدم. کسایی که جودو کار میکنن تومای ناگه رو میدونن چیه، هم خیلیییی خوبههههه هم پاره کننده س

ولی برای بار اول روم زدن، افتشو خوب زدم

اینکه تصمیم بگیرم کدوم رشته رزمی رو تخصصی ادامه بدم برام خیلی سخته. ولی خب مگه چند شاخه بودن چه عیبی داره؟

____________________

امسال از سال های قبل افسردگی فوق العاده شدید تری رو تجربه کردم

اطرافیانمم خیلی آزردم

و امروز فهمیدم حرف و حرکات انسانها و حیوانات چقدر میتونه برای چنین افرادی تاثیرگذار باشه

-شدیدا نیاز به یه گربه، اردک یا خرگوش یا هر حیوون دیگه ای دارم. شاید گربه های خیابون به درونم پی بردن دیگه نمیان سمتم-

ته دلم حس میکنم حالم خوبه

چون یه نفر همینجا گفت "بااستعداد"؟ چیزی که میخواستم خانوادم بهم بگن؟ یا شاید چون

یه دختر تو مترو از پشت با یه چصه موهام که بسته بودم بازی میکرد؟ پشمام. با چه کسشعرایی خوشحال میشم!

آها راستی، معدل ترم اولم 18.86 شد. من بهش میگم تقریبا 19. ولی تخمم نیست. واقعا برام مهم نیست.

درسای حفظی رو میشه یه کاری کرد ولی ریاضی شیمی زیست رو نمیدونم چجوری جا کنم

هیچی بارم نیست. وقتی فهمیدم کتاب تموم شده پشمام ریخت. چجوری به خودم بفهمونم درسته که تهش هیچیه ولی باید درس بخونی؟

امسال هیچی برام مهم نبوده و نمیخوامم باشه.

جدی چطوری بار اول نمردم؟ چطوری الان زندم؟ نه ناموسا چجوری؟

کسی نبود جلومو بگیره. چون هیچوقت کسی نبود که بفهمه. اونی هم که فهمید بعد 6 ماه خودم بهش پیام دادم که سلام داداش دلتنگتم.

من هیچوقت فکر نکردم کسی رفیقم باشه. هرچقدرم علاقه ای به ارتباط داشته باشم

که ندارم

بازم نمیتونم حس دوطرفه دوستی صمیمی رو درک کنم

تمام این چندسال فقط همین وبلاگ، کامنتاش و آدماش دوستام بودن. همین لپتاپ زغال دوستم بود. ارگم دوستم بود. کتابام دوستام بودن.

ولی شماهایی که جلوی خودکشی مردم و میگیرید، تو این دنیا براتون ریده بودن خواستید یه نفر دیگه ام شریک بشه؟

هیچوقت درکتون نکردم










مبدل قالب میهن بلاگ به بلاگفا